مهندسی زلرله

چینها
نویسنده : بهزاد پیران - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱۳
 
1 - چین ها :
   هنگامی که یک سطح اولیه بر اثر دگردیسی ، خمیده و یا منحنی میشود ساختاری به نام چین تولید میشود. شکستگیها از دگردیسی شکننده سنگها به وجود می آید که موجب شکستن کامل آنها در طول سطوح مجزا میشود، اما چینها نمایش دگردیسی « شکل پذیر » سنگها است که تغییرات تدریجی اما پیوستهتری را در وضعیت فضایی و درونی تولید میکند، به گونه ای که سنگ خود را با دگردیسی سازگار میکند. چنین دگردیسی با نفوذتر از تغییر شکلی است که موجب گسلش میشود ( شکل 1 ) .
  

شکل 1 : نمایی از چین در مسیر جاده چالوس

1 - چین ها :
   هنگامی که یک سطح اولیه بر اثر دگردیسی ، خمیده و یا منحنی میشود ساختاری به نام چین تولید میشود. شکستگیها از دگردیسی شکننده سنگها به وجود می آید که موجب شکستن کامل آنها در طول سطوح مجزا میشود، اما چینها نمایش دگردیسی « شکل پذیر » سنگها است که تغییرات تدریجی اما پیوستهتری را در وضعیت فضایی و درونی تولید میکند، به گونه ای که سنگ خود را با دگردیسی سازگار میکند. چنین دگردیسی با نفوذتر از تغییر شکلی است که موجب گسلش میشود ( شکل 1 ) .
  

شکل 1 : نمایی از چین در مسیر جاده چالوس

  

   2 - اجزای چینها
   یال چین :دو طرف یک چین را یالهای چین یا پهلوهای چین گویند.
   لولای چین :نقطه انحنای بیشینه سطح چینها را لولا میگویند.
   خط لولا :خطی که در امتداد آن خط چین دارای بیشترین انحنا میباشد.
   سطح محوری :سطح محوری یک چین سطحی فرضی است که چین را تا حدی به دو قسمت مساوی تقسیم میکند.
   محور چین: محور چین عبارتست از فصل مشترک سطح محوری با سطح طبقه.
   خطالرأس :خطالراس یا کریست ، عبارت از خطی است که در امتداد بلندترین نقاط یک چین رسم میشود.
   خطالقعر : خطالقعر ، تراف خطی است که میتوان در پایینترین قسمت یک چین رسم کرد.
   زاویه میان یالی :کوچکترین زاویهای را که به وسیله یالهای یک چین ساخته میشود، زاویه میان یالی یا زاویه چین مینامند.
   پلانژ چین :زاویهای را که محور چین با افق میسازد، پلانژ چین مینامند.
   3 - انواع چینها
   3-1 : بر اساس جهت بسته شدن چین :
   چینهای تاق شکل :چینهایی که به سوی بالا بسته میشود، یعنی یالها در سوی خلاف لولا شیب دارد، تاق شکل میگویند.
  

شکل 2 : چین تاق شکل

شکل 2 : چین تاق شکل

چینهای خنثی :چینهایی هستند که یالها به سوی جوانب بسته میشوند.
   3-2 : بر اساس وضعیت صفحه محوری :
   چینها را براساس شیب صفحه محوری به انواع زیر تقسیم میکنند.
   چینهای راست :چینهایی با سطح محوری تند تا قائم را چینهای راست میگویند.
   چینهای مایل :چینهایی را که سطوح محوری آنها شیب متوسط دارد، چینهای مایل میگویند.
   چینهای خوابیده :چینهای خوابیده چینهایی هستند که سطوح محوری نزدیک به افق دارند.
   چینهای برگشته :چینهای مایلی را که یک پهولی آنها وارونه شده ، چینهای برگشته گویند.
   3- 3 : بر اساس زاویه میان یالی :
   اندازه زاویه میان یالی ، میزان تنگی یک چین را میسنجد که مقدار فشردگی چینهها را نشان میدهد. بر این اساس چینها به انواع زیر تقسیم میشوند.
   چینهای ملایم :زاویه بین یالی در این نوع چینها بین یا میباشد.
   چینهای باز :زاویه بین یالی در این نوع چینها ، بین 70 تا 120 میباشد.
   چینهای بسته : زاویه بین یالی در این نوع چینها ، بین 30 تا 70 میباشد.
   چینهای تنگ :چینهای تنگ ، دارای زاویه بین یالی 30 ـ 0 میباشد.
   چینهای همشیب :در این نوع چینها ، پهلوها یا یالهای چین باهم موازی میباشد و زاویه بین یالی صفر میباشد.
     3- 4 : بر اساس طبیعت نیمرخ چین :نیمرخ چین شکلی است که روی صفحه عمود بر محور چین دیده میشود.
   چینهای موازی :در این نوع چینها ، ضخامت لایه که عمود بر سطح چینها اندازه گیری میشود، ثابت است. در این نوع چینها شکل چین با افزایش عمق تغییر میکند.
   چینهای همسان یا مشابه :ضخامت مستعامد لایه چین خورده در این نوع چینها به شیوهای سیستماتیک تغییر میکند، بگونهای که چین ضخامت ثابتی را موازی با سطح محوری حفظ میکند. در این نوع چینها شکل چین با افزایش عمق تغییری نمیکند.
   چینهای جناغی :چینهایی که یالهای مستوی و لولاهای تیز دارد، چینهای جناغی و یا اکاردئونی نامیده میشود.
  
   3-5 : انواع چینها در حالت سه بعدی
   طبقهبندیهای قبلی همگی براساس نیمرخ و بعدی چین و با چشمپوشی از بعد سوم مورد بحث قرار گرفته بود. انواع چینها در حالت سه بعدی شامل چینهای زیر میباشد:
   چینهای استوانهای :این چینها ممکن است با حرکت یک خط به موازات خود ایجاد شود، به گونهای که سطح چین تولید شده ، یک گروه خطوط موازی را در بردارد.
   چینهای غیر استوانهای :این چینها بسیار رایج بوده و چند نوع ویژه آنها شامل موارد زیر میباشد:
   چینهای پریکلین :پریکلین ، چینی است که دامنه آن در دو جهت به تدریج تا صفر کاهش یافته ، به گونهای که چین در فضا محدودههای دقیقی دارد. پریکلین ممکن است تاقدیس و یا ناودیس باشد.
   چینهای گنبدی : یک گنبد ، نوعی پریکلین تاقدیسی است که شیب آن شعاعی ، یعنی در نقشه به صورت ساختاری مدور دیده میشود.
   تشتک :تشتک یا حوضه ، یک فرورفتگی ناودیسی است که دارای جهت پلانج مشخص نیست و در تمام جهات به طرف خارج گنبد پلانج دارد. 
  

  4 - مکانیزم چین خوردگی
   بطور کلی چهار نوع چین خوردگی اصلی ممکن است تشخیص داده شود، ولی این چهار نوع چین خوردگی ، حالات انتخابی است و حالات حد واسط یا ترکیب چند حالت فراوان است. انواع چهارگانه اصلی چین خوردگی عبارتست از:
   چینخوردگی فلکسور :چینخوردگی فلکسور به نام چینخوردگی حقیقی نیز خوانده میشود. این گونه چین خوردگیها ممکن است بر اثر استرسهای فشاری یا زوجی تولید میشود.
   چینخوردگی جریانی :چین خوردگی جریانی یا چین خوردگی نامقاوم مخصوص نواحی است که طبقات ضخیم و مقاوم وجود ندارد و تمام سنگها بصورت پلاستیک تغییر شکل میدهد.
   چین خوردگی برشی :چین خوردگیهای برشی که به نام چین خوردگی لغزشی نیز نامیده میشود بر اثر جابجاییهای جزئی در درههایی که به فواصل کم پهلوی یکدیگر قرار دارد، به وجود میآید.
   چینخوردگی بر اثر حرکات قائم :حرکات قائم متفاوت که با هیچگونه شکستگی همراه نباشد ممکن است باعث ایجاد چین خوردگی در پوسته زمین گردد.
   5 - بررسی ارتباط هندسی و جنبشی چینها و گسلهای راندگی
   چین خوردگی و گسلش راندگی، الگوی پر اهمیتی است که نشان میدهد قسمت بالای پوسته قارهای در نتیجه کوتاه شدگی افقی در طول فرایند کوهزایی شکل گرفته است (Tavarnelli, 1997). بسیاری از زمین شناسان نظیر Suppe (1985)، Jamison (1987)و Mitra (1990) در کارهای تحقیقاتی خود ارتباط ژنتیکی این دو فرایند را در نوارهای چینخورده ـ رانده مورد مطالعه قرار دادهاند. سؤال مطرح در مورد این ساختارها این است که آیا این ساختارها از نظر هندسی و جنبشی با یکدیگر ارتباط دارند یا نه و در طول زمان چگونه تکامل مییابند.
   یک دیدگاه آن است که چینها و گسلهای راندگی موجود در یک مکان خاص، ارتباطی با هم ندارند و در زمانهای مختلف شکل گرفتهاند (چینها اول شکل میگیرند و سپس به وسیله راندگیها در خلال یک تغییر شکل مجزا از چینخوردگی بریده میشوند:
   .(Lavecchia et al., 1983 Lavecchia,1985; Barchi et al., 1988; Hibbard and Hall, 1993)
   دیدگاه دیگر آن است که چینها و گسلهای راندگی با یکدیگر مرتبط هستند و در خلال یک حادثه تغییرشکل و با هم شکل میگیرند (Tavarnelli, 1997). Tavarnelli, (1997)با مطالعه ساختارهای فرعی در نوار چینخورده ـ رانده شدة آمبریا ـ مارچی در ایتالیا و راکی در کانادا و بررسی ارتباط ژنتیکی آنها با یکدیگر وساختارهای اصلی، تکامل ساختاری این نوار چینخورده ـ رانده را حاصل وقوع فرایندهای کوتاهشدگی به موازات لایهبندی (Layer – Parallel Shortening)، چینخوردگی (Folding) و تشکیل راندگی (Thrusting)، دانسته است. مراحل سه گانه فوق فرایندهای مهم در مناطق با تغییرشکلهای فشارشی و درتکامل کمربندهای چینخورده ـ رانده هستند. Tavarnelli (1997) این مراحل مجزا را در قالب یک مدل تغییرشکل پیشرونده مشخص کرده است (شکل 4).
  

شکل 4) توالی شماتیک مراحل ساختاری از پیش شناخته شده (A تا C) و زیر مراحل آنها (اقتباس از Tavarnelli (1997).
  A) کوتاه شدگی به موازات لایهبندی Layer-Parallel Shortening
   این مرحله غالبا" با کلیواژهای انحلالی فشارشی عمود بر لایه بندی، گسلهای گوه ای و شکستگیهای برشی مشخص میشود .
   B) چین خوردگی Folding
   B1 ـ تشکیل چینها: چین خوردگی گاهی اوقات با ساختارهای کوچک مثل کلیواژها، رگه ها وگسلهای کوچک همراه است. کلیواژهای ایجادشده توسط چین خوردگی غالبا" به سمت کمان داخل چین همگرا هستند در حالیکه رگه ها به سمت کمان خارجی چینها توسعه مییابند. این کلیواژها به وسیله راندگیهای کوچک خمشی ـ لغزشی (Flexural-Slip Thrusts) بریده میشوند (Tanner, 1989) که در لایه ها به صورت رمپ ـ فلت (پلکان ـ سکو) مشاهده میشوند. هندسه مشاهده شده در چینها در نتیجه عمل ترکیبی استرین طولی ـ مماسی (Tangential-Longitudinal Strain)، برش موازی لایه ای (Layer-Parallel Shear) ومکانیزمهای خمشی ـ لغزشی (Flexural-Slip) ایجاد شده است (شکل 3ـ1).
   B2 ـ تکامل وبسته تر شدن چینها: تکامل چینها با بسته تر شدن آنها همراه است که این موضوع با کلیواژهای موازی لایه بندی که هم کلیواژهای نرمال لایه بندی و هم راندگیهای خمشی ـ لغزشی را جابجا میکنند، مشخص میشود. در قلة چینها نیز فابریکهایی مثل شکستگیها و درزه های با امتداد عمود بر محور چینها تشکیل میشوند (شکل 4).
   (C تشکیل راندگیها (Thrusting)
   C1 ـ توسعة راندگی: گسلهای راندگی و فابریکهای برشی در پهلوهای پرشیبتر چینهای نامتقارن توسعه مییابند (شکل 4).
   C2ـ پهنشدگی زون برشی: راندگیهای اصلی و سنگهای رسوبی اطراف آنها به وسیلة گسلهای نیمه افقی تحت تأثیر قرار میگیرند. جهت میانگین حرکت این ساختارها با حرکت گسلهای معکوس ایجاد شده در مرحلة C1 منطبق است (شکل 4).
   هر چند شبیه سازی مراحل ساختاری در شکل 4 نشان میدهد که چین خوردگی قبل از راندگی اتفاق افتاده است ولی ارتباط بین چینها و راندگیها همیشه به این نحو نیست.
   Morley (1994)، مدلهایی را که ارتباط بین چین خوردگیها و راندگیها را پیش بینی میکنند، در دو گروه عمده دسته بندی میکند:
   1 ـ چین خوردگیهای مرتبط با راندگی (Thrust Related Folding)
   در این گروه چینها در بالا و نوک راندگیهای در حال انتشار به سمت بالا شکل میگیرند، مانند چین خوردگیهای خم گسلی و نوک راندگی (Fault-Bend and Tip-Line Folds) که چینهای نوک راندگی خود شامل چینهای جدایشی و انتشار گسلی (Detachment and Fault Propagation Folds) میباشند
   (Rich, 1934; Elliott,1976; Suppe, 1985; Jamison, 1987; Mitra, 1990).
   خصوصیت معمولی همة این ساختارها این است که گسترش راندگیها ابزاری جهت کنترل هندسی و جنبشی چینها است (Mitra, 2002).
   2 ـ چینهای مولد ایمبریکیت (چین خوردگی قبل از گسترش گسل)
   در این گروه چینهای کمانشی (Buckle) در دامنة پرشیب خود توسط انتشار رو به بالا و رو به پایین گسلها بریده میشوند، مانند چین خوردگیهای Break-Thrust (Ficher et al., 1992 ;Willis, 1893; Dixon and Liu, 1992). در این گروه گسلها نسبت به چینها ثانوی هستند. Mitra (2002) این گسلها را تحت عنوان گسلهای جای گرفته در چین (Fold-accommodation Faults) معرفی کرده است.
  
 
  5- 1 ) چینهای مرتبط با گسلهای راندگی Thrust Fault-Related Folds
   چینهای مرتبط با گسلهای راندگی زمانی تشکیل میشوند که تغییرات زاویه در سطح گسل، ساختارهایی را که از نظر هندسی لازم و سازگار با آن تغییرات هستند، در بلوک فرادیواره و در اثر حرکت آن بلوک روی سطح گسل ایجاد میکنند (مانند چینهای خم گسلی و انتشارگسلی (Fault Bend and Propagation Folds)). این چینها همچنین ممکن است در جایی تشکیل شوند که تغییرات نرخ لغزش گسل در طول سطح گسل، واتنشهای فرادیوارهای را تولید کرده که با چین خوردگی همراه شده اند (مانند چینهای جدایشی (Detachment Folds))،(McClay, 2003).
   چینهای مرتبط با گسل، ساختارهای فرادیوارهای مهمی را به وجود میآورند که میتوانند تله های هیدروکربوری یا مکانهای ویژهای برای تبلور کانیها از سیالات مهاجرت کرده باشند. در نواحی با درجه دگرگونی پایین به عنوان مثال در کمربندهای چین خورده ـ رانده، بسیاری از چین های مرتبط با گسل مورفولوژیهای کینک باند مانند دارند، به این معنا که قطعات یالی مستقیم توسط لولاهای کینک باندی زاویه دار از هم جدا میشوند. هندسه بسیاری از این چینها که لولاهای کینک باندی چند گانه نشان میدهند، بسیار نزدیک به هندسه چینهای مدور است (McClay, 2003).
   برای تعیین هندسی منشاء چینهای مرتبط با راندگی، نویسندگان متعدد نمودارهایی را ارائه کرده اند (Suppe, 1983; Jamison, 1987; Mitra, 1990; Suppe & Medwedeff, 1990; Homza & Wallace, 1995). بسیاری از محققین (مانند Tavarnelli (1997) و Thorbjornsen and Dunne (1997)) معتقدند که نمودارهای ارائه شده توسط Jamison (1987)، منسجم ترین حالت را دارند زیرا چندین مدل مختلف را مورد توجه قرار داده اند. در مدل ارائه شده توسط Jamison چینهای مرتبط با گسل در سه گروه اصلی چینهای خم گسلی، چینهای انتشار گسلی و چین های جدایشی، تحلیل شدهاند. نمودارهای ارائه شده توسط Jamison (1987) با استفاده از مدلهای ساختاری هندسه لولای شکنی (Kink hinge ) و میزان تغییر ضخامت پهلوی پیشانی میباشند. در این مدلها ضخامت لایه ها در پهلوی خلفی (Back limb) ثابت در نظر گرفته شده است و ضخامت لایه ها در پهلوی پیشانی (Fore limb ) میتواند افزایش یا کاهش یابد. پارامترهای مورد استفاده در این نمودارها، زاویه پلکان (?) ، زاویه بین پهلوها (?) و تغییر ضخامت پهلوی پیشانی ( t f/b )، میباشند. این سه پارامتر وابسته به یکدیگر هستند و ارتباط آنها میتواند تعیین کننده نوع چین خوردگی باشد (شکل 5).
   در چینهای جدایشی شیب پهلوی خلفی (b ? ) جایگزین شیب پلکان میشود، در این چینها علاوه بر این پارامتر، پارامتر دیگری مورد استفاده قرار میگیرد که شامل نسبت دامنه چین ( a ) به ضخامت عادی چینه شناسی ( f ) واحد شکلپذیری است که هسته تاقدیس را پر میکند. بنابراین روابط هندسی چین جدایشی تابع مستقیمی از دامنه چین میباشد (Jamison, 1987). شکل 6 تقسیم بندی سه گانه چینهای مرتبط با گسلهای راندگی را که توسط McClay (2003) ارائه شده، نشان میدهد.
  

شکل 5) زاویه بین پهلوها (?)، زاویه پلکان گسل (?)، ضخامت پهلوی خلفی (tb) و ضخامت پهلوی پیشانی (tf) (اقتباس از پیروز 1383).

شکل 6) تقسیمبندی سه گانه ساده از چینهای مرتبط با گسلهای راندگی (اقتباس از McClay (2003)).
در تکامل چینهای مرتبط با گسلهای راندگی دو حالت وجود دارد، یا گسلها ابتدا تشکیل شده اند و یا چین خوردگی و گسلش هم زمان بوده اند (Suppe & Medwedeff, 1990).
  
   5-1-1) گسترش گسل قبل از چین خوردگی
   در این حالت نخست گسل راندگی که از میان ساختار عبور کرده تشکیل شده است، سپس لایه های کم مقاومتر در نتیجه اصطکاک سطح گسل به تدریج خم شده و یک چین با تمایل (Vergence) در جهت جابجایی گسل ایجاد میکنند، مانند چینهای خم گسلی (Jamison, 1987 :Fault Bend Folds) و چینهای Fault-arrest Folds (Thorbjornsen & Dunne, 1997). ارتباط کمی بین شکل چین و شکل گسل قابل پیش بینی است زیرا چین به تدریج همراه با لغزش شکل می گیرد (Suppe & Medwedeff, 1990).
   5-1-1-1) چینهای خم گسلی (Fault Bend Folds)
   چینهای خم گسلی یا چینهای پلکانی (Ramp Folds) (McClay, 2003)، معمولی ترین انواع چین ها هستند که در اثر تغییر مسیر گسل تشکیل میشوند (Suppe, 1983)، به عبارت دیگر این چینها در اثر تغییرشکل فرادیواره ورق راندگی با عبور از روی یک مسیر راندگی پلکانی به وجود میآیند. در بالای هر کینک از سطح گسل، چینی که در اثر تطابق هندسی بهوجود میآید منجر به هندسه کلاسیک کله ماری (Snake´s head) از چین های خم گسلی میشود (McClay, 2003). این چینها را میتوان در دو سبک مشاهده کرد:
   سبک I : در این سبک از چین های خم گسلی، پهلوی پیشانی متحمل برش خوردگی نشده است و ضخامتها و شیبها در آن ثابت باقی مانده و زاویهای برابر پلکان فرودیواره دارند (McClay, 2003). به طور معمول به نظر می رسد که بسیاری از چین های خم گسلی از نوع سبک I هستند.
   سبک II : چینهای خم گسلی در این سبک دارای زاویه بین پهلویی تنگ تر در تاقدیس پیشانی (Frontal Anticline)،و پهلوی پیشانی پرشیب (Suppe, 1983) تا برگشته هستند. تشخیص چینهای خم گسلی سبک II از نظر هندسی، از چینهای نوع انتشار گسلی دشوار میباشد (McClay, 2003).
  
  

شکل 7) تکامل پیش رونده سبک I، یک چین خم گسلی ساده (اقتباس از McClay (2003)).

شکل 7) تکامل پیش رونده سبک I، یک چین خم گسلی ساده (اقتباس از McClay (2003)).
  Suppe (1983, 1985) و Jamison (1987) تکامل هندسی چینهای خم گسلی را به طور دقیق تحلیل کرده اند، به ویژه Jamison (1987, 1992) چینهای خم گسلی را تحلیل کرد که دارای ضخیم شدگی یا نازک شدگی پهلوی پیشانی بودند. در این تحلیل اندازه گیری زاویه بین پهلوهای چین ? بر روی تاقدیس جلویی (Leading) و اندازه گیری شیب پلکان فرودیواره ?، این امکان را میدهد که ضخیم شدگی و یا نازک شدگی نسبی پهلوی پیشانی محاسبه شود (شکل 8). دراین روش سبکهای I و II چینهای خم گسلی نیز تشخیص داده میشوند.

شکل 8) a) اندازه گیری شیب پلکان وزاویه بین پهلوها برای چینهای خم گسلی. b) نمودار ضخیم شدگی و نازک شدگی پهلوی پیشانی برای چینهای خم گسلی (اقتباس از Jamison (1987)).
  5-1-1-2 ) Fault-arrest Folds
   از چینهای مرتبط با گسل میباشند که پس از انتشار گسل تشکیل میشوند. این ساختارها زمانی گسترش مییابند که نوک یک گسل هم آغوش (Imbricate) بی حرکت و ثابت باقی میماند در حالیکه راندگی هنوز در حال جابجایی است (شکل 9). در این حالت از طریق رشد یک چین در فرادیواره که سبب جذب و تراکم جابجایی در فرادیواره میشود، از ناپیوستگی دگرشکلی (Deformation discontinuity) در اطراف نوک گسل جلوگیری میشود (Thorbjornsen & Dunne, 1997).
  

شکل 9) یک توالی زمانی ساده برای مدلهای مختلف چینخوردگی مرتبط با راندگی (اقتباس از Thorbjornsen and Dunne (1997)).
   5-1-1-3) انتشار گسل و چینخوردگی همزمان
   معتقدین به چین خوردگی و گسلش هم زمان این چینهای پرشیب تا برگشته را به تشکیل و گسترش در نوک یک گسل راندگی در حال انتشار، نسبت میدهند (Suppe & Medwedeff, 1990)، مانند چینهای انتشار گسلی (Fault Propagation Folds) و چینهای جدایشی (Detachment Folds)، (Jamison, 1987).
  
   5-1-1-3-1)چینهای انتشار گسلی (Fault Propagation Folds)
   چینهای انتشار گسلی (اشکال 9 و 10) یک نمونه جنبشی معمول از چینهایی هستند که در طی انتشار گسلهای هم آغوش (Imbricate) شکل میگیرند. ویژگی شاخص این چینها که با قسمت نوک گسلهای راندگی در حال انتشار همراه هستند (Suppe, 1985)، این است که شکل گسل، شکل چین را تعیین میکند (Thorbjornsen & Dunne, 1997).
   این چینها در اثر انتشار نوک گسل راندگی، در بالای یک پلکان (Ramp) و در داخل لایه های تغییرشکل نیافته، تشکیل میشوند، به عبارت دیگر واتنشهای چین خوردگی در نوک پلکان گسل، جایی که جابجایی راندگی به صفر میرسد، یک چین نامتقارن با پهلوی پیشانی پرشیب تا برگشته (که تمایل (Vergence) راندگی را نشان میدهد) تشکیل میدهند (McClay, 2003) و هنگامیکه گسل به گسترش خود ادامه میدهد، رشد چین نیز در نوک گسل ادامه پیدا میکند (Suppe & Medwedeff, 1990).
   در چینهای انتشارگسلی اگر زاویه بین پهلوهای ناودیس جلویی (Frontal Syncline)، در اثرتوسعه چین خیلی تنگ بشود (حدو 60 تا 70 درجه) چین به علت ایجاد مشکل فضا در هسته ناودیس قفل میشود، در نتیجه یا ممکن است گسل راندگی وارد ساختار شود و باعث توسعه چینهای انتشار گسلی حمل شده (Transported Fault-Propagation Folds) شود و یا ممکن است راندگیهای خارج از ناودیس (Out of Syncline Thrusts) شکل بگیرند.
  

شکل 10) تکامل پیش رونده یک چین انتشار گسلی (اقتباس از McClay (2003)).

شکل 10) تکامل پیش رونده یک چین انتشار گسلی (اقتباس از McClay (2003)).
  به طور کلی چینهای انتشار گسلی با پهلوی پیشانی پرشیب تا برگشته، و ناودیسهای به سمت بیرون گسل خورده (Faulted out Synclines) در فرودیواره گسلهای راندگی در حال انتشار، مشخص میشوند (McClay, 2003). ضخیم شدگی و نازک شدگی پهلوی پیشانی چینهای انتشار گسلی، میتواند به روشی مشابه روش چینهای خم گسل بررسی شود (شکل 11 ; Jamison, 1987). در این روش اندازه گیری زاویه بین پهلوهای تاقدیس و شیب پلکان گسل میتواند در محاسبه ضخیم شدگی و نازک شدگی با استفاده از نمودار شکل 11 ، به کار رود.

شکل 11) a) اندازه گیری شیب پلکان وزاویه بین پهلوها برای چینهای انتشار گسلی. b) نمودار ضخیم شدگی و نازک شدگی پهلوی پیشانی برای چینهای انتشار گسلی (اقتباس از Jamison (1987)).
 چینهای انتشار گسلی با آن که بسیار گسترده هستند ولی به طور وسیع قابل تشخیص نمیباشند، این امر به نظر میرسد که سه دلیل داشته باشد: 1. این ساختارها به ندرت به طور مستقیم در سراسر مقطع عرضی خود قابل مشاهده هستند. 2. پهلوهای پر شیب آنها در مقاطع لرزهای، به طور عادی قابل مشاهده نیستند. 3. گسلش بعدی که در اثر تغییر شکل پیش رونده به داخل چین رخنه کرده، منشاء چینهای انتشار گسلی را مورد تردید قرار میدهد.
   5ـ1ـ1ـ3ـ2) چینهای انتشار گسلی حمل شده Transported Fault-Propagation Folds
   نوعی چین انتشار گسلی میباشد که توسط راندگی که لایه ها را گسیخته است، به سمت سکوی بالایی (Upper Flat) حمل شده است (McClay, 2003). این نوع چینهای انتشار گسلی ممکن است در اثر انتشار گسل راندگی به درون یک افق جدایش یا سطح محوری تاقدیس، سطح محوری ناودیس و یا به درون پهلوی پیشانی ساختار، شکسته شوند . این انتشار گسل راندگی میتواند تا سطح ادامه یابد. بعد از فرسایش اثر مشخص کمی از سبک انتشار گسل برجای میماند ولی با وجود این بعضی از اثرات خاستگاه گسل توسط چین خوردگی انتشار گسلی حفظ میشود (Suppe & Medwedeff, 1990). Suppe and Medwedeff (1990) این ساختارها را تحت عنوان چینهای انتشار گسلی در حال پیشرفت یا در حال نفوذ (Breaking Through of Fault Propagation Folds) مطرح و سه مدل برای آنها ارائه کردهاند.
   5ـ1ـ1ـ3ـ2ـ1) پیشرفت یا نفوذ به سطح جدایش (Decollement Breakthrough)
   اگر نوک گسل با یک لایه نا مقاوم برخورد کند ممکن است به جای آن که با گسترش سبک چین خوردگی همراه باشد، در طول لایه به صورت یک سطح جدایش گسترش یابد. در این مورد رشد چین متوقف شده وهمراه با ورقه راندگی منتقل میشود. پیشرفت یا نفوذ به سطح جدایش تعدادی تغییر شکلهای خم گسلی را به صورت کینک باندهای D-D' و E-E' ایجاد میکند (Suppe & Medwedeff, 1990).
  
  5ـ1ـ1ـ3ـ2ـ2) پیشرفت یا نفوذ به داخل تاقدیسی، ناودیسی، و پهلوی پرشیب
   Synclinal, Anticlinal, and Steep-Limb Breakthrough
   اگر نوک گسل با لایه هایی مواجه شود که توانایی چین خوردن نداشته باشند در این صورت ممکن است نتواند چین بسته را ایجاد کند. در این حالت چین ممکن است قفل شود و سپس در اثر تجمع استرس دچار شکستگی شود. مکان های ممکن جهت پیشرفت یا نفوذ، در امتداد سطح محوری ناودیس A' (شکل 11b)، سطوح محوری تاقدیس های A و AB' (شکل 12d) یا بعضی جا ها درون پهلوی پرشیب (شکل 12e) است زیرا این مکانها محل بیشترین شکستگیهای از قبل موجود هستند. زمانی که لغزش روی قطعه گسلی جدید شروع میشود، یک دسته از چینهای خم گسلی مشخص و ویژه تشکیل میشوند. پیشرفت یا نفوذ به داخل ناودیسی، تاقدیس های کله ماری (Snake´s head) را در فرادیواره یک گسل راندگی قاشقی (Listric) ایجاد میکنند (شکل 12c). پیشرفت یا نفوذ به داخل تاقدیسی به طور معمول ناودیسهای بسته و برگشته ای را، با سطح محوری موازی راندگی، در فرودیواره ایجاد میکنند (شکل 12d). پیشرفت یا نفوذ به داخل پهلوی پرشیب (یا پیشرفت یا نفوذ با شیب زیاد (High-angle Breakthrough))، همه این ساختارها را شامل می شود (شکل 12e)، (Suppe & Medwedeff, 1990). Mitra (2002) حالتی را که گسل به داخل پهلوی پرشیب پیشرفت میکند تحت عنوان Trishear Fault-Propagation Fold معرفی کرده و مراحل تکامل این نوع چین انتشار گسلی را بهصورت شکل 13 نشان داده است.
   5ـ1ـ1ـ3ـ2ـ3) پیشرفت یا نفوذ کم شیب و پیچیده (Low-angle and Complex Breakthrough)
   ساختارهای در حال پیشرفت یا نفوذ همراه با راندگیهای انتشار گسلی، به طور طبیعی تمایل به پیچیده شدن دارند. این ساختارها به طور ویژه برای راندگیهایی که با زاویه ای کمتر از شیب سطوح محوری تاقدیسی و ناودیسی پیشرفت یا نفوذ میکنند، معمول هستند. یک مدل از این ساختارها در شکل 12f نشان داده شده است. در این مدل گسل راندگی با زاویهای که نزدیک به زاویه عادی انتشار راندگی در کمربند رورانده،و کمتر از شیب سطوح محوری است، انتشار یافته است (Suppe & Medwedeff, 1990).
   مفهوم پیشرفت یا نفوذ در چینهای انتشار گسلی توضیحی کیفی از تنوع گسترده چین خوردگی نامتقارن در مجاورت گسلهای راندگی ارائه میدهد.
   ضخیم شدگی و نازک شدگی پهلوی پیشانی در چینهای انتشار گسلی حمل شده را نیز میتوان با روشی مشابه روشهایی که Jamison (1987) برای چینهای خم گسلی و چینهای انتشار گسلی ارائه کرده، بررسی کرد (شکل 14).
  

شکل 12) مدلهای ساختاری متوازن که تعدادی از انواع ممکن ساختارهای در حال پیشرفت یا نفوذ را نشان میدهند. این مدلها با فرض لغزش موازی لایهای و سطوح محوری از قبل موجود قفل شده در مواد، کشیده شدهاند (اقتباس

شکل 13) تکامل چینهای انتشار گسلی توسط مکانیزم Trishear (اصلاح شده از مدل Erslev and Mayborn (1997)). دگرشکلی در پهلوی پیشانی بهصورت گسلهایی با فاصله نزدیک بههم نشان داده شده است (اقتباس از Mitra (2002


شکل 14) نمودار ضخیم شدگی و نازک شدگی پهلوی پیشانی برای چینهای انتشار گسلی حمل شده (اقتباس از Jamison (1987))

.

  5ـ1ـ1ـ3ـ3) چینهای جدایشی Detachment Folds
   چینهای جدایشی چینهایی هستند که در بالای یک سطح جدایش یا نوک یک راندگی که به موازات لایه بندی است توسعه مییابند (Jamison, 1987) (بدین معنا که راندگی به صورت سکو (Flat) میباشد و چین خوردگی نیازی به پلکان (Ramp) ندارد). به عبارت دیگر این چینها در جایی شکل میگیرند که سکوی راندگی (Thrust Flat) در یک نقطه قفل میشود (جابجایی راندگی به صفر میرسد) و مانع انتشار افقی (یا با زاویه کم) بیشتر گسل میشود، در این حالت جابجایی در فرادیواره ورق راندگی موازی لایه بندی، با چین خوردگی و برخاستگی قائم در فرادیواره گسل اتفاق میافتد (شکل 9)، بنابر این چینهای جدایشی در شرایط نسبتا کم عمق و با برخاستگی قائم لایه ها هنگام چین خوردگی، شکل میگیرند (McClay, 2003). همچنین این چینها، زمانی که چین های کمانشی (Buckle) در بین سطوح جدایش احاطه کننده به وجود میآیند، نیز شکل میگیرند (Thorbjornsen & Dunne, 1997). چینهای جدایشی به یک لایه شکل پذیر، مانند نمک یا انیدریت و شیلهای تحت فشار، که هم تراز سطح راندگی باشد نیاز دارند تا اینکه فرادیواره ورق راندگی بتواند به صورت مستقل از فرودیواره تغییرشکل پیدا کند، در این حالت واحد شکل پذیر یا به صورت جانبی خارج میشود و یا فضای ایجاد شده در قاعده چین جدایشی را پر میکند (McClay, 2003)، که این امر خود موجب فرونشست ناودیس های مجاور میگردد (Mitra, 2003). این چینها هم میتوانند به صورت ساختارهای جعبه مانند متقارن باشند و هم ممکن است در جهتی که راندگی جابجا میشود، برش خورده و نامتقارن شوند. این چینها بدون ریشه (Root Less) و به طور معمول ناهماهنگ (Disharmonic) هستند (McClay, 2003). هندسه چینهای جدایشی به عمق سطح جدایش و کوتاه شدگی آن بستگی دارد (Groshong & Epard, 1994; Homza & Wallace, 1995). چینهای جدایشی در کمربندهای چین خورده ـ رانده پیش بومی کم عمق مانند Jura (Buxtorf, 1916)، Parry Island (Harrison and Bally, 1988) و زاگرس (Colman-Sadd, 1988; Sherkati et al., 2005) پدیده های معمولی هستند. De Sitter (1956) برای نخستین بار متوجه شد که در رژیم چین خوردگی هم مرکز (Concentric Folding) قابل بسط به چینهای جدایشی، ساختار به طور مستقیم تابع ضخامت سری رسوبی چین خورده میباشد. تجزیه و تحلیلهای مکانیکی (Biot, 1961) نشان داده است که خواص فیزیکی واحد مقاومتر غالب در سری رسوبی، اثر تعیین کنندهای بر روی اندازه نهایی این ساختار دارد (شرکتی 1384). Dahlstrom (1990) متذکر شد که در رژیم چین خوردگی هم مرکز قابل بسط به چینهای جدایشی، یک مجموعه چین خورده الزاما باید توسط سطوح جدایش فوقانی و تحتانی احاطه گردد (شکل 15).
   سطح جدایش تحتانی همواره وجود دارد اما سطح جدایش فوقانی گاهی اوقات به سطوح تماس سنگ با هوا یا آب اتلاق میگردد. با توجه به شکل 15 هندسه های متفاوتی از چینهای جدایشی، بسته به سطح فرسایش در سطح زمین قابل مشاهده میباشد. نزدیک به سطح جدایش تحتانی، تاقدیسها به طور معمول فشرده، تنگ و همراه با چین خوردگیهای ناهماهنگ میباشند و به وسیله ناودیسهای پهن از یکدیگر جدا میشوند، در حالیکه نزدیک به سطح جدایش فوقانی، شرایط به طور کامل معکوس میباشد (Dahlstrpm, 1990).
  

شکل 15) مدل ارائه شده توسط Dahlstrom (1990) جهت تشریح لزوم احاطه شدن یک چین هم مرکز توسط دو افق گسسته تحتانی و فوقانی با کمی تغییرات (اقتباس از Sherkati et al (2005)).

شکل 15) مدل ارائه شده توسط Dahlstrom (1990) جهت تشریح لزوم احاطه شدن یک چین هم مرکز توسط دو افق گسسته تحتانی و فوقانی با کمی تغییرات (اقتباس از Sherkati et al (2005)).
  McClay (2003) سه نوع اصلی از چینهای جدایشی را شناسایی کرده است (شکل 16):
   5ـ1ـ1ـ3ـ3ـ1) چینهای جدایشی ساده با دامنه کوتاه، متقارن یا نامتقارن که احتمالا در بالای نوک راندگی (Thrust Tip) و روی سطح جدایش مسطح (Flat Detachment) شکل میگیرند (شکل 16A). دامنه نسبتا کم چینها و مشکل فضای به وجود آمده در هسته تاقدیس ممکن است با جریان یافتن واحدهای جدایشی جبران شود.
   5ـ1ـ1ـ3ـ3ـ2) چینهای جدایشی حمل شده (Transported Detachment Folds)، در جایی شکل میگیرند که راندگی شروع به پلکانی شدن میکند (Ramping) و چین جدایشی را که در مرحله قبل تشکیل شده بود، حمل میکند (شکل 16B). ساختار حاصله شباهت های زیادی با چینهای انتشار گسلی حمل شده دارد اما برخی خصوصیات باعث تشخیص این دو نوع چین از یکدیگر میشود. در چینهای جدایشی حمل شده ساختار نهایی دارای یک تاقدیس فرودیواره، درون واحدهای زیر راندگی اصلی میباشد، همچنین جابجایی تمام واحدها در این چینها ثابت است در حالی که در چینهای انتشار گسلی حمل شده تاقدیس فرادیواره وجود ندارد و جابجایی واحدها نیز الگوی پیچیده ای دارد (Mitra, 1990). چینهای جدایشی حمل شده نظیر چینهای جدایشی گسل خورده (Faulted Detachment Folds) مطرح شده توسط Mitra (2002) میباشند (شکل 17).
  

شکل 17) توالی تکامل یک چین جدایشی گسل خورده (Mitra, 2002; Faulted Detachment Fold). توجه کنید که چین به صورت تقریبا متقارن شروع به تشکیل میکند (a و b) و تکامل آن به صورت نامتقارن، هم زمان با انتشار گس

شکل 17) توالی تکامل یک چین جدایشی گسل خورده (Mitra, 2002; Faulted Detachment Fold). توجه کنید که چین به صورت تقریبا متقارن شروع به تشکیل میکند (a و b) و تکامل آن به صورت نامتقارن، هم زمان با انتشار گس
  5ـ1ـ1ـ3ـ3ـ3) چینهای جدایشی با دامنه بلند، ممکن است در جایی شکل بگیرند که گسل راندگی نتواند حالت پلکانی به سمت بالا پیدا کند و تمام کوتاه شدگی افقی صرف برخاستگی زیاد میشود (شکل 16 C و D). در این نمونه ها، لایه ها از روی سطح جدایش برخاسته میشوند و یک جریان خیلی زیادی ار مواد شکل پذیر در هسته ساختار لازم است که مشکل فضای به وجود آمده در هسته تاقدیس را برطرف نماید. این ساختارها باید در نزدیک سطح زمین شکل بگیرند.
   5ـ1ـ1ـ3ـ3ـ4) مدلهای جنبشی تکامل چینهای جدایشی
   مدل جنبشی تکامل چینهای جدایشی توسط Jamison (1987), Mitra and Namson (1989), Homza and Wallace (1995) و Poblet and McClay (1996) بررسی شده است که مدل ارائه شده توسطPoblet and McClay (1996) جامعتر میباشد، ایشان در این مدل سه شکل اصلی از چینخوردگی جدایشی را تحلیل نمودهاند که عبارتند از:
   · مدل 1ـ شیب پهلوی ثابت ـ طول پهلوی متغییر.
   · مدل 2ـ شیب پهلوی متفاوت ـ طول پهلوی ثابت.
   · مدل 3ـ شیب پهلوی متفاوت ـ طول پهلوی متفاوت.
  
   مدل 1 چینهای جدایشی با وارد شدن مواد به درون چین در حال رشد با ثابت بودن شیب پهلوها تعریف میشود یعنی مکانیزم چینهای خودشکل (Self-Similar). مدلهای 2و 3 مستلزم چرخش پهلوها هنگام رشد چین و بنابر این مکانیزم غیر خودشکل (Non Self- Similar) میباشند (McClay, 2003). شکل 18تکامل پیشرونده چینهای جدایشی را در سه مدل نشان میدهد. مطالعات Poblet and Hardy (1995) و Poblet and McClay (1996) نشان داده است که مدل 3 بهترین هماهنگی را با موارد طبیعی چینهای جدایشی مشاهده شده در کمربندهای چین خورده ـ رانده پیش بومی دارد.
  

شکل 18) سه مدل ممکن برای تکامل پیش رونده یک چین جدایشی (اقتباس از Poblet and McClay (1996)).
با روشی مشابه روشهایی که Jamison (1987) برای چینهای خم گسلی و چینهای انتشار گسلی ارائه کرده، میتوان ضخیم شدگی و نازک شدگی پهلوی پیشانی را در چینهای جدایشی نیز بررسی کرد، همانطور که در شکل 19 نشان داده شده است.

شکل 19) a) اندازه گیری های مورد نیاز برای بررسی ضخیم شدگی و نازک شدگی پهلوی پیشانی چین های جدایشی. b) نمودار ضخیم شدگی و نازک شدگی پهلوی پیشانی برای چین های جدایشی با 1= a/f (اقتباس از Jamison (1987))
 در چینهای جدایشی ارتباط سه گانهای بین زاویه بین پهلوها (?)، شیب پهلوی خلفی (? b) و نسبت (a/f) وجود دارد که بصورت شکل 20 نشان داده شده است. با استفاده از این نمودار میتوان ضخامت لایه دکولمان را بدست آورد. منحنیهای این شکل مربوط به حالتی است که ضخامت لایه ها در سرتاسر چین ثابت باشد؛ در صورتی که پهلوی پیشانی، ضخیم یا نازک شده باشد، به طور مستقیم نمیتوان از این نمودار استفاده نمود.

شکل 20) نمودار ارتباط بین نسبت ( a/f ) ، زاویه بین پهلوها و شیب پهلوی خلفی (اقتباس از Jamison (1987))..
  چینهای پیچیده میتوانند در بر گیرنده اجزایی از هر سه نوع اصلی چین خوردگی یعنی چینهای جدایشی، چینهای انتشار گسلی و چینهای خم گسلی باشند (Mitra, 1990). Sherkati et al (Submitted) معتقدند که این مدلها را میتوان بهعنوان مراحل مختلف از یک جریان پیوسته چین خوردگی در نظر گرفت، به عبارت دیگر چنین پیشنهاد نموده اند که چینها در مرحله نهایی تکامل خود میبایست تمامی این مراحل را پشت سر گذاشته باشند که با خمش ساده بر روی یک لایه انعطاف پذیر آغاز شده و با اتصال راندگی به سکوی بالایی (Upper Flat) (که ممکن است سطح توپوگرافی باشد) و تشکیل چینهای خم گسلی خاتمه مییابد (شکل 21). اهمیت نسبی هر یک از این مراحل به ویژگیهای سطح جدایش تحتانی بستگی دارد. چینهایی که بر روی سطح جدایش نازک و به نسبت مقاوم شکل میگیرند احتمالا مرحله خمش را به سرعت سپری کرده و بلافاصله با انتشار یک گسل به تکامل خود ادامه میدهند، از طرف دیگر چینهایی که بر روی سطح جدایش ضخیم و انعطاف پذیر شکل میگیرند به مدت طولانی تری به وسیله مکانیزم خمش تکامل مییابند. این مرحله تا زمانی که تمام مواد انعطاف پذیر هسته تاقدیس را پر نموده و به طور کامل از ناودیسهای مجاور تخلیه گردند، ادامه مییابد و از این مرحله به بعد گسل راندگی اتشار یافته و پهلوی پیشانی تاقدیس را قطع مینماید.

شکل21) توالی تکامل یک چین. a) شروع به وسیله خمش (Buckling) b) گسترش به صورت چین انتشار گسلی (Fault Propagation Fold) و c) خاتمه به شکل چین خم گسلی (Fault Bend Fold) (اقتباس از شرکتی 1384).

شکل 22) نمونهای از یک چین جدایشی گسل خورده (Faulted Detachment Fold) شکل گرفته در سازند میشان در ناحیه بندر عباس (اقتباس از شرکتی 1384).
شکل 22 معرف نمونه ای از یک چین جدایشی گسل خورده در سازند میشان میباشد. در این مثال یک چین کوچک موجب دگرشکلی کربناتهای نازک لایه بر روی لایه هایی از شیلهای نامقاوم گردیده است. این مثال معرف انتقال از یک چین جدایشی (همراه با تخلیه کامل لایه های شیلی از ناودیسهای مجاور به سمت هسته تاقدیس) به یک چین جدایشی گسل خورده میباشد. افزایش کوتاه شدگی احتمالا منجر به ارتباط گسل با سکوی بالایی خواهد شد که از آن پس میتوان آن را تحت عنوان چین خم گسلی نامگذاری نمود.
   5ـ1ـ1ـ4) تحلیل جنبشی چینهای مرتبط با گسلهای راندگی
   به طور معمول برای تعیین منشاء جنبشی بسیاری از چینهای مرتبط با گسلهای راندگی از آزمایشات هندسی استفاده میشود. در آزمایشات هندسی، مشخصات یک چین مانند زاویه بین یالی، شیب گسل، شیب پهلوی خلفانی، ضخامت لایه و طول لایه را به منظور تعیین مدل هندسی، با مقادیر پیش بینی شده برای مدلهای مختلف چین خوردگی مقایسه میکنند. ضعف اساسی و ذاتی این روش این است که در اکثر مواقع مشخصات یک چین با بیش از یک مدل هندسی هماهنگی دارند، بنابر این هندسه نهایی یک تاریخچه دگرشکلی ویژه و منحصر به فرد را ایجاب نمی کند. Thorbjornsen and Dunne (1997)، روش دیگری برای تشخیص منشاء جنبشی چینهای مرتبط با گسلهای راندگی ارائه کرده اند و آن آزمایش جنبشی است. ایشان با توجه به مکانیزم تشکیل هر یک از انواع مختلف مدل های هندسی، پراکندگی میکروساختاری، مزوساختاری و استرین نهایی اندازه گیری شده برای هر یک از مدل ها را پیش بینی کردند (شکل 22). در این روش توزیعات میکروساختاری ، مزوساختاری و استرین نهایی اندازه گیری شده از نمونههای صحرایی با توزیعات پیش بینی شده، مقایسه میگردد.
   Thorbjornsen and Dunne (1997)، تاقدیس مرتبط با گسل راندگی Barclay را از نظر هندسی و جنبشی تحلیل کردهاند. آزمایشات هندسی چهار منشاء سازگار با مشخصات چین را نشان دادند که این موضوع محدودیت آنالیز هندسی محض را برای تکامل چین نشان میدهد. ایشان آزمایشات جنبشی را برای کاهش تعداد منشاءهای ممکن به یک منشاء به کار بردند. هرچند که آزمایشات جنبشی منشاء واحدی را برای چینهای مرتبط با راندگی ارائه میدهند ولی به ندرت مورد استفاده قرار گرفتهاند (Thorbjornsen & Dunne, 1997).
   در ادامه توضیحی مختصر در مورد دو ساختار از ساختارهای همراه با چینهای مرتبط با راندگی که احتمال تشکیل آنها در منطقه مورد مطالعه وجود دارد، ارائه میگردد.
   5ـ1ـ1ـ5) ناودیس فرو دیواره Footwall Syncline
   ناودیسی است که در فرو دیواره یک ورق راندگی و در زیر پلکان راندگی توسعه مییابد. ناودیسهای فرودیواره میتوانند به وسیله Frictional Drag زیر راندگی یا به وسیله چینهای انتشار گسلی توسعه یابند (McClay, 2003).
  

شکل 22) پیش بینیهای جنبشی برای مدلهای مختلف چینخوردگی مرتبط با گسل. بیضیهای سیاه، جریان بین لایهای و خمشی (Flexural or Interlayer Flow) و بیضیهای خاکستری روشن، استرینهای خمشی (Bending Strain) را نشان
   5ـ1ـ1ـ6) پهنه های سه گوش Triangle Zones
   اصطلاح پهنه سه گوش برای اولین بار برای پایانه کمربند راندگی موجود در جنوب کوههای راکی کانادا توسط Price (1986) به کار رفته است. در آنجا یک پهنه متشکل از راندگیهای با شیب مخالف در حاشیه خارجی کمربند راندگی، اغلب با یک دوپلکس یا Antiformal Stack در بخش محوری، وجود دارد. توصیف درست تر به صورت یک گوه محدود شده با راندگی است که به وسیله یک راندگی Sole یا Floor در قاعده و یک Passive Roof Thrust در بالا محدود شده است. چنین پهنه های سه گوشی در واقع گوه های راندگی داخل پوسته ای (Intercutaneous Thrust Wedge) میباشند (Price, 1986)، (شکل 23). معنی دوم اصطلاح پهنه سه گوش اشاره به ترکیبی از دو راندگی با یک سطح جدایش قاعده ای مشابه ولی با شیب و تمایل (Vergence) مخالف دارد (McClay, 2003)، (شکل 23).
  

شکل 23) انواع پهنه های سه گوش (Triangle Zones)، (اقتباس از McClay (2003)).
  5ـ1ـ2) گسلهای جای گرفته در چین (Fold – accommodation faults)
   گسلهای جای گرفته در چین گسلهای ثانویهای هستند که ناشی از تغییرات استرین مربوط به موقعیت چینه شناسی و ساختاری در طی تکامل چین میباشند. بعضی از خصوصیات کلیدی این گسلها در این است که لغزش در آنها کمتر از لغزش در گسل اصلی ایجاد کننده چین است و همچنین لغزش در آنها به سمت بالا یا پایین شیب گسل تغییر میکند، در نتیجه این گسلها بدون اتصال به افق جدایش مشخص، درون خود ساختار خاتمه مییابند (Mitra, 2002).
   Mitra (2002) چهار نوع اصلی از گسلهای جای گرفته در چین را معرفی کرده است (شکل 24):
  

شکل 24) بعضی از اقسام معمول گسلهای همراه چین (Fold – accommodation faults). a) راندگی خارج از ناودیس (Out-of-syncline thrusts) که در پهلوی با شیب ملایم گسترش یافته است. b) راندگی به داخل تاقدیس (Into-
 5ـ1ـ2ـ1) راندگیهای خارج از ناودیس و به داخل تاقدیس
   (Out-of-Syncline and Into-Anticline Thrusts)
   این ساختارها به طور اولیه در نتیجه افزایش انحنای درون هسته چین ایجاد میشوند، البته استرین موازی لایه ای تفریقی در مقیاس های متفاوت نیز به لغزش این گسلها کمک میکند. این گسلها با توجه به تکامل جنبشی چین اصلی ممکن است در طول پهلوی پر شیب یا کم شیب یک چین نامتقارن ویا در ناحیه لولای چینهای متقارن گسترش پیدا کنند. بعضی از این گسلها لغزش را به افقهای جدایش سطوح لایه بندی انتقال میدهند، در حالی که اقسام دیگر لغزش خود را در طی تغییر شکل مؤثر در واحدهای نامقاوم از دست میدهند (Mitra, 2002). مکانیسم تشکیل این دو ساختار مشابه میباشد با این تفاوت که راندگیهای خارج از ناودیس در ناحیه لولایی ناودیس تشکیل شده و در پهلویهای پیشانی یا خلفی گسترش مییابند ولی راندگیهای به داخل تاقدیس در ناحیه لولایی تاقدیس خاتمه مییابند (شکل24ـa وb)، (Mitra, 2002). Price (1965) در مورد راندگیهای خارج از ناودیس واژه گسلهای خمشی ـ لغزشی (Flexural Slip Thrust Faults) را به کار برد و پیشنهاد کرد که این گسلها از نظر جنبشی به چینهای خمشی ـ لغزشی (Flexural Slip Folds)مربوط بوده و جهت لغزش یکسانی با سطوح لایه بندی دارند، همچنین پیشنهاد کرد که این گسلها جایی تشکیل میشوند که انحنای لایه چین خورده به یک حد بحرانی میرسد که این حد با ضخامت لایه تعریف میشود.
   5ـ1ـ2ـ2) راندگیهای گوهای (Wedge Thrusts)
   چین خوردگی خمشی ـ لغزشی (Flexural Slip Folding) با لغزش در سطوح لایه بندی همراه است به طوری که لغزش در کمان خارجی تاقدیس به سمت لولای چین است. راندگیهای سطوح لایه بندی ناشی از این لغزش، در قاعده واحدهای مقاوم شروع شده و از بین لایه های مقاوم به سمت بالای مقطع عبور کرده و لغزش را به درون واحد نامقاوم و در نهایت به راندگی سطح لایه بندی بعدی منتقل میکنند. به عبارت دیگر این ساختارها به علت تغییرات استرین موازی لایه ای مؤثر بین واحدهای مجاور، به طور اولیه در واحدهای مقاوم تشکیل میشوند. کوتاه شدگی مؤثر بر راندگی واحد مقاوم در واحدهای نامقاوم با افزایش ضخامت همراه است. با دور شدن از منطقه گوهای تمام واحدها به ضخامت اولیه خود باز میگردند (شکل 24ـc وd). جهت حرکت در راندگیهای گوه ای از جهت حرکت در چین خوردگی خمشی ـ لغزشی پیروی میکند، راندگیهای گوه ای که جهت آنها از چین خوردگی پیروی نمیکند همزمان با چین خوردگی نیستند (Mitra, 2002).
  
 
 راندگیهای گوه ای ناحیه لولا (Hing Wedge Thrusts) بهصورت چند لایه گوه ای تمایل به ضخیم کردن واحدهای مقاوم در محل لولای چین دارند (شکل 24ـc). راندگیهای گوه ای پهلو (Limb Wedge Thrusts) به صورت چینهای خم گسلی (Fault-bend Folds) یا چینهای انتشار گسلی (Fault-Propagation or Fault-Tip Folds) فرادیوارهای و/یا فرودیوارهای تشکیل میشوند (شکل 24ـd). ویژگی شاخص راندگی های گوه ای پهلو این است که آنها منجر به تشکیل چینهای ثانویه محدود به منطقه کوچکی از پهلوی چین اصلی می شوند. هندسه و موقعیت ساختاری چینهای ثانویه به شدت وابسته به پله های گسلی(Fault Ramps) است (Mitra, 2002).
   5ـ1ـ2ـ3) راندگیهای پهلوهای پیشانی و خلفی (Forlimb and Backlimb Thrusts)
   این گسلهای راندگی با مکانیسم های متنوعی ایجاد میشوند. راندگیهای پهلوی پیشانی مرتبط با فضا (Forlimb Space-accommodation Thrusts)، راندگیهایی با جابجایی کم هستند که ناپیوستگیهای استرین ناشی از افزایش انحنا در هسته چین را بر طرف میکنند (شکل24ـe). راندگیهای برشی پهلوی پیشانی (Forelimb Shear Thrusts) به دلیل چرخش وکشش موازی لایهای پهلوی پیشانی پرشیب چینها، در مراحل پایانی چینخوردگی ایجاد میشوند (شکل24ـg). بیشتر راندگیهای پهلوی خلفی (Backlimb) به صورت راندگیهای خارج از ناودیس شروع به تشکیل میکنند، آنها ممکن است در نهایت به راندگیهای پهلوی پیشانی (Forelimb) متصل شده و راندگیهای پهلوی پیشانی ـ پهلوی خلفی (Forelimb-Backlimb Thrusts) را ایجاد کنند (شکل24ـf)، (Mitra, 2002).
   چندین مدل برای تشکیل راندگیهای پهلوی پیشانی ارائه شده است. Buxtorf (1916) پیشنهاد کرد که گسلهای راندگی ابتدا تشکیل میشوند و در مرحله بعد به صورت غیر فعال دچار چینخوردگی میشوند (شکل 25ـa). این مدل بر پایه مطالعه در کوههای ژورا (Jura Mountains) بوده است که در آن چین خوردگی روی یک سطح جدایش ضعیف اولیه، مکانیسم تغییرشکل بوده است. در مدل Heim (1919) تشکیل راندگیهای پهلوی پیشانی مربوط به نپهای (Nappes) آلپ بوده است. در این مدل پهلوی پیشانی با هندسه برگشته چین میخورد و برش بعدی این پهلو باعث ایجاد یک منطقه با تغییرشکل شکلپذیر و در نهایت گسترش یک گسل راندگی در پهلوی به شدت کوتاه شده چین میگردد (شکل25ـb). این نوع از گسلهای راندگی تحت عنوان راندگیهای کششی (Stretch Thrusts) مطرح هستند زیرا تشکیل این نوع راندگیها با کشیدگی پهلوی پیشانی همراه است. این مدل برای مناطقی که دگرگونی درجه پایین را پشت سر گذاشتهاند، کاربرد دارد که در آن استرینهای برشی مشخص در طی تغییرشکل شکل پذیر، گسترش یافته است. De Sitter (1964) نیز مدلی را پیشنهاد داد که در آن چینی که در مرحله اول تشکیل شده است در پهلوی پیشانی خود دچار گسلش میشود که ممکن است در نتیجه تنگ شدگی ساختار باشد. در مرحله بعدی، راندگی ایجاد شده دچار چین خوردگی میشود (شکل25ـc). Willis and Willis (1934) واژه Break Thrust را برای گسلهایی که پهلوی پیشانی دچار تغییرشکل شده تاقدیس را بریدهاند، بکار بردند. مدل آنها مشابه مدل Heim (1919) است به استثناء ساختارهایی که در فشار و درجه حرارت پایین شکل گرفته اند (Mitra, 2002).
  

شکل 25) مدلهای پیشنهاد شده برای تشکیل راندگیهای پهلوی پیشانی. (a) مدل Buxtorf (1916)، (b) مدل Heim (1919) و مدل De Sitter (1964) (اقتباس از Mitra (2002)). برای توضیحات بیشتر به متن مراجعه شود.

 5ـ1ـ2ـ4) پس راندگیها (Back thrusts)
   در ارتباط با استرین فرادیواره در طی تشکیل چینهای مرتبط با گسل میباشند. در واقع آنها استرینی را که در اثر چرخش روی خمهای گسلی روی میدهد، کنترل میکنند. این راندگیها در پهلوی خلفی چینها ایجاد میشوند و تمایلی در خلاف جهت تمایل چین و راندگی ایجاد کننده آن دارند (شکل24ـh)، (Mitra, 2002).

 

   منابع :
   Boyer, S.E. and Elliott, D., 1982. Thrust systems. Am. Assoc. Pet. Geol., v. 66, p. 1196-
   1230.
   Jamison, W. and A. Pope (1996). Geometry and evolution of a fault-bend fold: Mount
   Bertha anticline. Geological Society of America Bulletin 108(2): 208-224.
  
   McClay, K.R. and Price, N.J., 1981. Thrust and Nappe Tectonics. Geol. Soc. London
   Spec. Pub. #9.
  
   McClay, K.R., 1992. Thrust Tectonics. Chapman & Hall, 447 p.
  
   Mitra, S., 1986. Duplex structures and imbricate thrust systems: geometry, structural
   position, and hydrocarbon potential. Am. Assoc. Petrol. Geol. Bull., v. 70, p. 1087-
   1112.
  
   Mitra, S., 1990. Fault-propagation folds: geometry, kienmatics, evolutiopon and
   hydrocarbon traps. Am. Assoc. Pet. Geol. Bull., v. 74, p. 921-945.
  
   Mitra, S. 2002. Fold-accommodation faults. Am. Assoc. Pet. Geol. Bull., v. 86 (4), p.
   671-693.
  
   Mitra, S. 2003. A unified kinematic model for the evolution of detachment folds. J.
   Struct. Geol., v. 25 (10), p.1659-1673.